سرباز امام زمان بيت ماسرباز امام زمان بيت ما، تا این لحظه: 12 سال و 28 روز سن داره

سرباز امام زمان بيت ما

سمينار

سلام دوست جوناى عزيز و خاله هاى مهربونم. نى نى ها ميشه بياييد برا بابام دعا كنيم كه فردا سمينارشونو خوب بدن و نمره شون خوب بشه و نتيجه زحمات و رفت و آمداى خودشون و تنها موندناى مامانمو به بهترين شكل بگيرن (ايشالا...) و تا من زمينى ميشم دفاعيه شونم تحويل داده باشن تا با آرامش بيشتر و ذهن آزادترى برا اومدن من خوشحالى كنن و ديگه اينقد استرس نداشته باشيم من و مامانم؟؟ خاله هاى گلم، ميشه شما هم برامون دعا كنيد لطفاً؟؟
2 ارديبهشت 1393

یا علی گفتیم و عشق آغاز شد...

بسم الله الرحمن الرحیم نرگس هستم، مامان یکی از سربازان امام زمان در آینده نه چندان دور(انشاالله). 1389/12/22 شب تولد امام حسن عسگری با یه تکیه گاه امن و دوست داشتنی پیمان زناشویی بستم. پنجشنبه 1392/10/26 حدود ساعت 10شب نشانه هایی از وجود عزیزی در درونم بر ما نمایان شد و دو روز بعد درست در شب میلاد پربرکت رسول اکرم(ص) و امام جعفرصادق(ع) به حضورش ایمان آوردیم و اینجوری شد که خداوند عالم، خوشبختی ما رو به کاملترین شکل ممکن رسوند. این نعمت از اواسط آذرماه امسال با منه و ما تا شهریورماه بی صبرانه در انتظار اومدن فرشته ی سالم و صالحمون میمونیم به یاری خدا و ائمه و دعای خیر شما دوستان...
1 ارديبهشت 1393

يه حسّ قشنگ...

دردونه ى ما تكون ميخوره! امروز بعد از يه دل درد شديد و بى دليل براى اولين بار شروع كردى به تكون خوردن و حركت كردن... از اونوقت تا حالا از اينور دلم مياى اونور و از اون طرف مياى اين طرف!! كلاً در حال حركت هستى و يه جا آروم و قرار ندارى . اگر بيقرارى بدان يار يارى و پايان اين بيقرارى بهشت است انشاالله...
15 فروردين 1393

تولدی دیگر

ای شب از رؤیای تو رنگین شده سینه از عطر توام سنگین شده ای به روی چشم من گسترده خویش شادیم بخشیده از اندوه بیش همچو بارانی که شوید جسم خاک هستیم زآلودگی ها کرده پاک ای تپش های تن سوزان من آتشی در سایه ی مژگان من ای ز گندمزارها سرشارتر ای ز زرین شاخه ها پربارتر ای در بگشوده بر خورشیدها در هجوم ظلمت تردیدها با توام دیگر ز دردی بیم نیست هست اگر، جز درد خوشبختیم نیست ای دو چشمانت چمنزاران من داغ چشمت خورده بر چشمان من پیش از اینت گر که در خود داشتم هرکسی را تو نمی انگاشتم درد تاریکیست درد خواستن رفتن و بیهوده خود را کاستن سرنهادن بر سیه دل سینه ها سینه آلودن به چرک کینه ها در نوازش، نیش ماران یافتن ...
13 بهمن 1392